
به گزارش گروه ترجمه «خبرگزاری حوزه»، در واکنش به بیانیه اخیر مشیخه الازهر درباره تحولات جاری منطقه، مدیر حوزههای علمیه ایران بیانیهای به زبان عربی خطاب به شیخ الازهر صادر کرد. وی در این بیانیه بر ضرورت خوانش درگیری کنونی در بستر تاریخی و تمدنی آن تأکید و خاطرنشان کرد که جمهوری اسلامی ایران آغازگر درگیری نبوده، بلکه پس از تعرضات مکرر، از حاکمیت و کرامت ملت خود دفاع میکند.
ترجمه متن بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
{أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ} [حج: 39]
جناب شیخ دکتر احمد الطیب، شیخ الازهر الشریف، حفظه الله ورعاه،
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، اما بعد،
از آنجا که مسئولیت شرعی و اخلاقی، همگی را موظف به خیرخواهی برای خدا و رسول او و پیشوایان مسلمان و عموم امت میکند، و نیز از روی محبت و ارج نهادن به نهاد ریشهدار الازهر که طی قرون متمادی نماد علم معتدل و رویکردی درخشان بوده و امت را بر کلمه واحد گرد آورده است، این چند کلمه را به حضورتان تقدیم میداریم.
ما مواضع هوشمندانه و آگاهانه شما را در قبال مسائل سرنوشتساز امت ارج نهاده و میستاییم و به خوبی میدانیم که چه تلاشهای مبارکی در یاری رساندن به آرمان فلسطین، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین، دعوت به وحدت صفوف اسلامی و تقریب مذاهب و تثبیت ارزشهای برادری اسلامی که امت بدون آن قوام نمییابد، انجام دادهاید. این مواضع شریف که از شما سراغ داشتیم، ما را در برابر بیانیه اخیر الازهر درباره تحولات جاری منطقه به درنگ طولانی وا میدارد و شما را صادقانه دعوت میکنیم تا در پرتو حقایق بزرگی که در هیچ حکم شرعی، سیاسی یا اخلاقی نمیتوان از آنها گذشت، در آن بازنگری کنید. از این رو توجه جنابعالی را به نکات زیر جلب میکنیم:
نخست: درک درست نبردی که امروز جریان دارد، بدون توجه به بستر تاریخی و تمدنی آن و در چارچوب نقشههای کلان برای جلوگیری از سرگردانی و فساد مواضع، ممکن نیست. آنچه منطقه شاهد آن است، حلقهای از کشمکش تمدنی با پروژه استعماری غربی ـ آمریکایی است که از دیرباز در پی بازطراحی نقشه منطقه بر اساس منافع خود، متلاشی کردن توانمندیهای امت و برافروختن منازعات کوچکی است که ما را از کانون اصلی درگیری بازمیدارد و ما را از نبردهای بزرگ حقیقی غافل میکند؛ و آن همان پروژه سلطه بر ثروتها و مقدسات امت اسلامی و حفاظت از رژیم صهیونیستی به عنوان نوک پیکان این پروژه در قلب جهان اسلام است.
دوم: به باور ما، مسئله فلسطین همچنان مسئله محوری این امت است. رنج هشتادساله ملت فلسطین از اشغال، ستم، آوارگی، شهرکسازی و یهودیسازی اماکن مقدس، زخمی خونین است که وجدان امت را میآزارد و هر خوانشی از رویدادها که این حقیقت را نادیده بگیرد، از علت اصلی غافل شده و به معلولها میپردازد. چرا که میدانیم برخی از کسانی که بیانیه اخیر الازهر در دفاع از آنها شوریده است، در بسط سلطه صهیونیسم بر توانمندیهای منطقه غوطهورند و در کنار نتانیاهو در کشتارهایش علیه فرزندان امت ایستادهاند، و در این راه مرکز حمایت از مقاومت علیه رژیم صهیونیستی و آخرین سنگر دفاع از آرمان فلسطین را نادیده گرفتهاند. و اینجا به نظر میرسد که بیانیه – خواه صاحبانش خواسته باشند یا نه – آب به آسیاب دشمنان امت علیه مدافعان آرمان فلسطین میریزد.
سوم: ما به جناب شما و به تمامی امت اسلامی مصرانه اعلام میداریم که باور راسخ جمهوری اسلامی ایران به وحدت و برادری امت و همبستگی عمیق میان اجزای آن امری شعار گونه نیست بلکه اساس سیاستها و برنامههای عملی است که دههها از آنها پیروی کردهایم و همچنان به آنها وفاداریم. هدف ما تقریب و همگرایی و نه کشمکش و تفرقه است. اینها حقایقی است که رهبران ما در میادین، علمای ما و مراجع عظام ما در حوزه علمیه نجف اشرف و قم مقدس و همه پایتختهای فکری و اعتقادی ما آنها را تجسم و تبلور بخشیدهاند و امام خمینی در مبانی نهضت اسلامی معاصر بر آنها تکیه داشته است. از خداوند میخواهیم که برای این امت، بزرگانی را فراهم آورد که این مسیر مبارک را تأیید کنند و گفتار و کردارشان را در این راه همسو سازند.
چهارم: نه تاریخ نزدیک و نه تاریخ دور به یاد ندارد که جمهوری اسلامی ایران در حرکت خود آغازگر جنگی یا درگیری میان مسلمانان بوده باشد. ما همواره به همسایگی نیک و دوری از تجاوز پایبند بودهایم، بلکه همواره در تلاش مستمر برای خاموش کردن آتشها و اتخاذ سیاست آرامش و مدارا در تعامل با کشورهای عربی و اسلامی بودهایم، هر چند جمهوری اسلامی ایران در معرض بزرگترین جنایتهای بشری، جنگها، فتنهها، عملیات ترور و ویرانی گسترده در منازعاتی قرار گرفته که برخی کشورهای خلیجی به طور مستقیم پشت آنها بودند، به ویژه در جنگ ویرانگری که از سوی برخی از آنها تأمین مالی شد. با این حال، این بار از ناحیه پایگاههای آشکار و پنهان آمریکایی و اسرائیلی در سرزمینهای همسایه خلیجی – با کمال تأسف – مورد تعدی آشکار و ستمی روشن قرار گرفتهایم و این حقیقتی است که هیچ خردمندی آگاه از واقعیت راهبردی منطقه نمیتواند آن را انکار کند.
جهان شاهد بوده که جمهوری اسلامی ایران آغازگر این جنگ همهجانبه نبود، و در حالی که برای حل مسائل به روش مسالمتآمیز وارد مذاکره شده بود، این جنگ بر آن تحمیل شد و آنچه امروز انجام میدهد دفاع از حاکمیت و کرامت ملت خود، و حتی دفاع از توانمندیهای منطقهای است که طرفهای طاغوتی دشمن اصرار دارند آنها را تابع اراده استعماری خود کرده و تمام سرنوشتهای آن را به چنگ آورند. مایه تأسف است که بسیاری از کشورهای اسلامی این حقیقت روشن را نادیده میگیرند و در محکوم کردن این ظلم آشکار، کوتاهی اخلاقی، انسانی و شرعی میکنند، و تأسفبارتر آنکه به هر شکلی که شده در کنار متجاوزان قرار میگیرند.
پنجم: مسیر دهههای گذشته گواه خوبی است که نگاه جمهوری اسلامی ایران به ملتها و کشورهای منطقه، نگاه محبت، برادری و دوستی در سختترین شرایط بوده است. ما دست خیر و همکاری به سوی همه دراز کردیم و هزینههای سنگین و فوقالعادهای پرداختیم و رضایت دادیم که از شدیدترین جنایتهای اقتصادی جهانی علیه خود رنج ببریم، در حالی که برخی از کشورهای خلیجی در همان زمان به رفاهطلبی و روابط گسترده با اشغالگران و استعمارگران به صورت همزمان مشغول بودند، و این کشورها خطرناکترین پایگاههای خط مقدم دشمن را در خاک خود میزبانی میکنند که با تحریک اسرائیل و آمریکا، در طرحهای جهنمی امنیتی، نظامی و اطلاعاتی ضد مردم و امنیت ما به کار گرفته میشوند. با این حال، درهای ما برای گفتوگو و همکاری باز بود و ملت ما به اصول اسلامی و انسانی خود وفادار ماند. هرگز گمان نمیبردیم که در روزگاری، در میان جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ما به دلیل پافشاری بر مواضع خود در دفاع از فلسطین و ملتهای عربی منطقه، صداهایی علیه ما برخیزند و مبارزه پرهزینه و دشوار ما را نادیده بگیرند. هرگز تصور نمیکردیم که شاهد خیانت و بیعدالتی سرسامآوری باشیم که علل واقعی جنگ و طرفهای آغازگر آن نادیده گرفته شود و در کنار تجاوز اسرائیلی-آمریکایی علیه ما قرار گیرند.
ششم: دادههای انکارآمیز علیه طرف مظلوم و مورد تجاوز، ارواح پاکی را که از ما گرفته شد و جنایتهای فجیعی را که علیه مردم مسلمان ایران – همسایه شما – انجام شد، نادیده گرفته است. از جمله آنها نابودی سیستماتیک زیرساختها، هدف قرار گرفتن هزاران مرکز غیرنظامی، و به شهادت رساندن دانشمندان و رهبران کلیدی، و در رأس همه آنها جنایت ترور امام خامنهای است؛ همان شخصی که در سنگر پیشین امت در برابر اشغال و استکبار حاضر بود و مرجعی فعال در امت و بزرگترین پشتوانه دعوت به وحدت و همبستگی به شمار میرفت.
نادیده گرفتن این حقیقت که نیروهای اشغالگر و مستکبر آمریکایی و اسرائیلی این تجاوز را با ویرانی گسترده و هولناک آغاز کردند تأسفبار است و این خود بهترین گواه بر خروج از سادهترین اصول عدل و انصاف است. این نیروها دهها هزار خانه امن شهروندان ایرانی را ویران کردند و هزاران کودک، زن و مرد غیرنظامی بیدفاع را به شهادت رسانده و مجروح ساختند.
ما در تمام این دهههای گذشته، سکوت و خواری آشکار و رسواگرانه نخبگان و نهادهای دینی را که از ترس سلطه استکبار بر منافع دنیوی یا غیردنیوی آنان بود، درک میکردهایم و هنوز هم درک میکنیم. اما هرگز گمان نمیبردیم که روزی فرا رسد که شاهد باشیم برخی از این نهادها در کنار جلاد وحشی بایستند و از جنایتهای طرف مسئول نسلکشی آشکار در غزه و فلسطین، در برابر طرف اصلی اسلامی در مقاومت، پایداری و فداکاری، سکوت کنند، این واقعاً تا دنیا برقرار است فراموشنشدنی است.
از یک سو جنایتهای فجیع علیه مردم ایران نادیده گرفته میشود، و از سوی دیگر واکنش دفاعی ایران محکوم میگردد. واکنشی که پایگاههای دشمن را در برخی کشورها هدف قرار داد؛ کشورهایی که نه قواعد همسایگی را رعایت کردند و نه حقوق مردم ایران را محترم شمردند. این رفتار، چیزی جز بیعدالتی و دوری از موازین شرعی نیست.
وظیفه شرعی ایجاب میکند که امت قبل از آنکه حکم کلی صادر کند، در برابر این رویدادهای عظیم با تأمل و پرسشگری برخورد کرده و در آن بیندیشد.
گر چه ما از بعضی کلمات بیانیه الازهر که دغدغه توقف جنگ و خونریزی دارد قدردانیم، ولی این بیانیه به معلولها و نتایج درگیری پرداخته و علل اصلی این فاجعه را نادیده گرفته، از اصل تجاوز سکوت کرده و هزاران قربانی از غیرنظامیان بیگناه را که در زیر بمباران و ویرانی جان باختهاند، از یاد برده است. شریعت اسلام که به عدل و انصاف حکم میکند، بر همگان واجب میسازد که در کنار مظلوم – هر که باشد – بایستیم، و پیش از توصیف واکنشهای او، به انصاف رفتار کنیم، به ویژه ستمدیدهای که مظلوم واقع شده و به خاطر آرمانهای امت بهای سنگینی پرداخته است.
و آخر اینکه: با توجه به گرفتاریهایی که امت با آن دست به گریبان است و از همه ما موضع خردمندانه و بصیرتی نافذ را میطلبد، ناگزیر از این فراخوان پایانی هستیم. از این رو به جنابعالی پیشنهاد میکنیم که الازهر پیشقدم شود و ارتباط عمیق و همهجانبه میان علمای امت به طور عام، و میان علما و مراجع نجف و قم و الازهر به طور خاص، برقرار گردد. زیرا گفتوگوی علمی و منصفانه و مباحثه آرام فکری، راهی است برای دستیابی به برداشتهای مشترک و سازوکارهای عملی که امت ما را از این گرداب فاجعهبار خارج گرداند و به سوی تعالی، پیشرفت و رشد همهجانبه رهنمون شود و منطقه را از بلای جنگهایی که هیچ چیز را باقی نمیگذارند، نجات دهد.
از خداوند متعال مسئلت داریم که الازهر را به عنوان نماد علم و عدالت حفظ کند، همه را به راه درست رهنمون شود و امت را بر محور حق یکپارچه سازد، که او ولی این امر و توانای بر آن است.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
علیرضا اعرافی
مدیر حوزههای علمیه ایران
شایان ذکر است مشیخه الازهر در بیانیهای که روز سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ صادر کرد، واکنش نظامی ایران به حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرده و ایران را به توقف فوری آنچه “تجاوزهای غیرموجه به کشورهای عربی و اسلامی” خوانده بود، فراخوانده و نسبت به پیامدهای خطرناک آن بر امنیت منطقه و جان غیرنظامیان هشدار داده بود.
برای قرائت متن عربی به اینجا در بخش عربی خبرگزاری حوزه مراجعه کنید.



















